Halfway to The Stars...

آخرین نظرات
  • ۷ شهریور ۹۶، ۲۲:۱۰ - gandom baanoo
    :'(((((
پیوندهای روزانه
جمعه, ۶ اسفند ۱۳۹۵، ۰۱:۲۰ ق.ظ

آش شله قلمکار- یک

+هر سری وسط استیج دیدنم یه ایمیل میاد از دانشگاه های خراب شده اونور! رفتم توی waiting list یه خراب شده دیگه، چرا تموم نمیشه این کابوس لعنتی؟ همه تون بیاین reject کنین خیال آدمو راحت کنین

++خواهرانه بغلت میکنه میگه تو بری من چیکار کنم و پنج دقیقه تمام تو بغلت گریه میکنه، میگم فعلن که هستم میگه اگه نگیرنت لیاقتتو ندارن 

یکی از بزرگترین نعمت های دنیا آدم هاییه که منطقی هستن، اگه اشتباه کنن قبول میکنن و باید بری با طرف حرف بزنی بگه باااااشه حالا تو کوتاه بیا، فراموشش می کنیم!! بهش گفتم فراموش میکنم اما نمی بخشم... ولی دنبال یه راهی بود که ببخشم، من کلن سخت میبخشم مخصوصن اگه در مورد اون روزام باشه، چون گه ترین روزهای زندگیم یادم نمیره، حال بد اون روزام، اینکه رفیق هشت نه ساله م، کسی که نون و نمک خورده هم دیگه رو خورده بودیم باید میبود ولی نبود رو فراموش نمی کنم، گفتم زمان بده درست میشه... 

+++باید آستین بالا بزنم، خودم و یک سری روابطمو اصلاح کنم

++++پانتومیم بازی میکردیم میخواست بگه آب و هوای حاره ای، حاره ایش مونده بود و میخواست با ادای سگ درآوردن ما رو به هاری برسونه، چیزایی که ما حدس میزنیم: آب و هوایی که توش وحشی میشی؟ آب و هوایی که توش پاچه میگیری؟ پریودی؟ :))))) اون یکی میخواست جنگلو اجرا کنه اشاره میکرد به درخت و بچه ها حدس میزدن کاکتوس!!! یه مورد دیگه شم سر پیازداغ بود که الف سعی داشت اجراش کنه، برای نشون دادن پیاز دستشو گرد میکرد و نشون میداد داره با چاقو خوردش میکنه، ک پرسید میوه س یا "دسته ای" از سبزیجات؟!!! بعد الف داشت خودشو پاره میکرد آخه من با کیا هم گروه شدم!!! دسته ای از سبزیجات آخه؟!!! گروه ما عالی بود ولی، لام ادای دویدن رو درآورد که نشون بده اسم یه ورزشه، توی اولین حدس پ گفت پیلاتس؟؟؟ که درست بود! اون یکی گروه :|||||||||||| بودن

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۵/۱۲/۰۶
نی لو

نظرات  (۱۳)

حتما خیریتی توشه. به حکمت و رحمت خدا شک نکن. خصوصا تو که این روزا مطمئنم باورها و اعتقاداتت از یکی مثل من خیلی قوی تره.

آسون ببخش تا آسون هم تو رو ببخشن...

مواظب باش این اصلاح کردنه همراه با درد و خونریزی نباشه. و واقعا اصلاح باشه نه جراحی!

پانتومیم. استعدادی ندارم توش. چه اجرا چه تشخیص!!!

پاسخ:
خیریت؟ میترسم خیریت این باشه که بمونم و اون وقت ۵ سال زندگیم کامل میره زیر سوال و از بین میره...
چشم سعیمو میکنم :)
باید رفتار من تغییر کنه، به اونا کاری ندارم واسه همین فک کنم مسالمت آمیزه
منم فک میکردم ندارم اما در طی این ۱ سالی که از آخرین بازیم گذشته خیلی شکوفا شدم :دی

:))
  
غلط کردن، نگیرنت! :دی
از زندگی  لذت ببر نی لو ، یه ماه دیگه ادمیشنت می یاد و کلی کار دیگه باید انجام بدی و وقت نداری...
پاسخ:
بهشون بگو بگیرنم :((((
لذت میبرم جدن،
این شبایی که جواب منفی از دانشگاه ها میاد وحشی میشم :)))
اگه نگیرنت لیاقتتو ندارن:)

وای یکی از جالبترین خاطرات من پانتومیم بازی کردنامون با فامیله:))) 
اب و هوایی که توش پاچه میگیری؟!!!!!! :)))))
پاسخ:
گیر چه آدمای بی لیاقتی افتادیماااا :)))
آره واقعن عالیه پانتومیم، من فردای اون روز از شدت خنده دل درد داشتم :دی
:))))))))
یه روز که موفق شدین تعریف کنین برای ما که چه مقدماتی داشت رفتنتون.
پاسخ:
شما دعا کن من برم اصن همه تونو با خودم میبرم :))))
اگه واقعا خیر باشه برات که نری اون پنج سال سرجاش به کار می آد. ولی ممکنه سال های بیشتری در آینده رو از دست بدی...

کلا واس خدا تعیین تکلیف نکن جانم. هرچند...
نباید هیچ وقت از تلاش کردنت واسه مقصودت دست بکشی به این بهونه. چون اگر کاملا تلاشت رو کردی و بعد نشد. یعنی کار از حوزه ی اختیارات تو خارج شده بود دیگه نباس ناراحت باشی. چون خدا حواسش بوده و این طور خواسته.

به خدا این قدر چیزایی بودن توی زندگیم که مصرانخ خواستم بهشون برسم و رسیدم. که به ظاهر چقدر خوب هستند. ولی زندگیم رو خراب کردند و الان می گم کاش نمی رسیدم به اون ها. کاش اون چند مدت زحمت کشیدنم به باد می رفت ولی مسیر زندگیم این طور به بی راهه نمی رفت.

پس در نهایت تو تمام تلاش خودت رو بکن. و دلت رو آروم کن بدون فکر به نتیجه ی کار. چون مطمئنم خدا بهترین رو برات می خواد چون دل پاکی داری.
پاسخ:
آره حرفی که میزنی کاملن منطقیه منم میدونم باید اینجوری باشه اما یه طرف منطقه یه طرف احساس آدم
اینکه این همه زحمت بکشی و هیچی تهش دستت نیاد واقعن چید خوشایندی نیست ولی درهرحال اگرم نشد ما چاکر خدام هستیم و خودمونو خر میکنیم که به صلاحمون نبود :|
امیدوارم به این مرحله نرسه ولی خب اگه رسید تنها راهش همینه که توجیه کنم
خراب پانتومیم‌تون شدم :))
پاسخ:
اصن بست پانتومیم اور :))))

جالبه از کی تاحالا آب و هوایی وجود داره که توش *** 😂

پاسخ:
:)))))

از وحشی بودنش به اون رسیدیم :دی
سلام نیلو


یادمه اون موقع که داشتم بهش فکر میکردم در مورد این قضیه یادت باشه بهت گفتم از نشدنش میترسم،
و تو جواب دادی بستگی داره چقدر بخوای ، و گفتی کسایی رو دیدی که شاید سال اول نشد ، ولی در نهایت بهش رسیدن چون واقعا میخواستن
من این حرفت رو به خودت برمیگردونم.
راستش من به اتفاقات خارج از اختیار به این نوعی که دربارش حرف زده شده باور ندارم،
اگر بخوای میتونی، فقط تو جزئیاتش هست که این حرفا پیش میاد.
شاید درست نباشه، ولی خب ، عقیده‌ی من اینه 

پاسخ:
آره یاسی اما خب آدم وقتی ببینه خیلیا دارن میرن و خودش مونده حس خیلی خوبی نداره
وقتی هیچ جایی نذاشته باشی برای اینکه پشیمون باشی و همیشه بهترینتو گذاشته باشی حرصت میگیره
درهرحال من تا ته این راه وایسادم، توکل به خدا!
۰۸ اسفند ۹۵ ، ۰۰:۲۷ •✿ آرورا ✿•
اووووو اگه بری ما هم یه دوست خارجکی داریم یعنی ؟ :))))
من خییییلی پانتومیم دوس دارممم . دفعه بعد که بازی کردین "جزایر لانگر هانس " رو هم بگو :)))
پاسخ:
دوست خارجکی :)))))))))
واووووو عالی بود جزایر لانگر هانس :))))))) این دفعه حتمن حتمن امتحان میکنم اما بچه هامون خیلی شعورشون به این چیزا نمیرسه :دی 
احتمالن تا آخر درگیر همین باشیم!

ویتینگ لیست خیلی چیز مزخرفی هست، کاش هیچ جای زندگی آدم توی ویتینگ لیست نباشه. هعی ... 
پاسخ:
اوهوم موافقم، ریجکت بشه آدم سنگین تره!
میفهمم از چی حرف میزنی نیلو 
به نظرم این شدنی که دنبالش هستی اولین ویژگی که میطلبه صبر زیاد و ناامید نشدنه.
بارها گفتی ، اگه قراره نشه نشه و از این هول و رجا دربیای.ببین من میدونم هیچی زجر اور تر از انتظار نیست توی زندگی اونم واسه چیزی که فوق العاده مهمه برای اینده اما رمز موفقیت تو استمراره ، توی به کار بردن جمله‌ی " مهم نیست چقدر سخت باشه یا چقدر طول بکشه ، من تا بهش نرسم دست بردار نیستم"
به نظر من هم کسایی که به یه چیزی نرسیدن یا اون مورد رو  رو هر طور شده نمیخواستن یا به حدی رسیدن که موارد دیگه ای جز اولیتهاشون بوده، یا در طول زمان هدفشون رو تغییر دادن
در غیر این صورت ربط دادنش به قسمت و سرنوشت خیلی برخورد ضعیفی هست ، اگه کسی چیزی رو نخواست یا نشد باید توی لایه‌های زیرین انتخابای اگاهانه‌ی خودش دنبالش بگرده.

پاسخ:
ببین واقعن موافقم که نباید به سرنوشت ربطش بدیم اما بعضی وقتا میریم بالا میایم پایین نمیشه، تو تمام کارهایی که باید بکنی رو میکنی اما نمیشه، همه آدما در وضعیت مشابه تو به چیزی که میخوان میرسن اما مال تو نمیشه، من اسم اینو میذارم سرنوشت...
فرض کن یکی از بچه های دانشکده ما بود، تحصیل کرده آمریکا یه دانشگاه خوب، شاخ، عالی اصن همه چی تموم، این برمیگرده اینجا هیئت علمی شه، بالا میره پایین میاد دیوثایی که اینجا استاد ما هستن قبول نمیکنن، نه اینکه نخواد، نشد، میره یه شرکت میزنه الان صادرات یه محصول دانش بنیان میکنه به کل دنیا
من اسم اینو میذارم قسمت 
مثلا یکی رو میشناسم که همیشه دلش میخواست معمار فوق العاده‌ای باشه بعدم اقدام کنه واسه ایتالیا، اما اون پروسه‌ی زمانی که گذشت و اتفاقا خوب کار کرد و تلاش میکرد با کسی آشنا شد و بهش احساس پیدا کرد.
الان یه زن متاهل باشه و شاید هم خوشبخت، ولی وقتی از این تجربه حرف میزنه میگه قسمتم چیز دیگه ای بود! 
ولی من به نظرم انتخاب آگاهانه‌ای بود که خودش خواست، دچار احساسات شد و تصمیییییییییییییییییم گرفت وارد رابطه بشه و نهایتا بهش بله بگه ، میتونست هم از دید دیگه ای نگاه کنه و بگه خب این ادم برام مهمه اما من هدف دیگه ای واسه زندگیم داره و از همونجا این ریشه کات بشه ، و بعد همین دو راهی یه زندگی و کلی اتفاقای متفاوتی براش بیافته،
شاید الان ایتالیا بود و چمیدونم شرکت خودشو داشت، ولی تصمیمممممم گرفت این انتخابو بکنه، و الان لبخند بزنه و بگه قسمت بود یا نبود ! 

پاسخ:
دقیقن هین تصمیم های ما هستن که سرنوشتمونو میسازن، اون یارو که مثال زدم میتونست تصمیم نگیره بره دنبال شرکت زدن...
تصمیم های ما خیلی مهمن اما خب توی اینکه تصمیم بگیریم انتخاب دیگه ای بکنیم شرایط هم خیلی تاثیرگذاره
من پای تصمیم خودم هستم اما اولویت اول زندگی من تحصیل نیست، خیلی مهمه اما به نظرم چیزای مهم تری هم هست شاید این آدمی که مثال زدی اولویت اولش تحصیل نبوده، یکی از اولویاتش تحصیل بوده، انتخاب کرده به اولویت اولش بها بده تا مثلن دومی! اشتباه نیست این به نظرم، ارزش گذاری ماها متفاوته نمیشه گفت مثلن هدفشو نابود کرده، ازش گذشته و ...
اگه نگیرنت لیاقتت رو ندارن ^_^

من یه بار تو حدس اول سکولاریسم رو حدس زدم .. تا یه هفته مضنون بودم که کلمه رو شنیدم قیلش:**)
پاسخ:
ایوللللل
اینم یادم باشه! :دی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی